شهر همه بیگانگی و عداوت است؛ عکسی از محمدرضا میرزایی

Mohammad Reza Mirzaei / Rewind Collection / 2007-09

شهر خاموش است، ساختمان‌ها دور هستند. آن یکی هم که خود را نزدیک‌تر می‌نمایاند، نیمه تمام است. روز در انتهاست و رنگ‌ها مرده‌اند. شهر بازی که قرار است نشانی از شادی برای انسان شهر نشین داشته باشد، نا‌پیداست: تنها به کمک یکی از اسباب غول پیکر بازی‌اش حضور خود را اعلام می‌کند و در مقایسه با انسانی قرار می‌گیرد که معلق، ‌‌‌ رها شده و تنهاست. عکس محمد رضا میرزائی نشان از عدم دارد. حضور نداشتن و تهی بودن زندگی روزمره از آنچه در مفهوم دایره المعارفی‌اش تعریف می‌شود.

قسمت نظرات بسته است.